درباره نویسنده
قاسم آسترکی
بنام خدایی که لر آفرید
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • قاسم آسترکی
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • وطن من (نفت سفید)
  • افراد سرشناس در طوایف بختیاری
  • پاینده باد ایل بختیاری
  • سلام بختیاری
  • زنان غیور ایل بختیاری(چار زن بختیاری)
  • بابادی دیگر طایفه بختیاری
  • کوچ ایل
  • مسجدسلیمان
  • نظری بر نگرش طایفه ای
  • طوایف بختیاری (هفت لنگ+چهار لنگ )
  • رقص‌های محلی
  • کوچ ایل
  • چهارمحال و بختیاری
  • به پرشین بلاگ خوش آمدید
کلمات کلیدی مطالب
  • بختیاری (٥)
  • نفت سفید (۱)
  • زاگرس (۱)
  • رقص محلی (۱)
  • افراد (۱)
  • دستمال (۱)
  • بابادی (۱)
  • دورکی (۱)
  • هفت لنگ (۱)
  • چهارلنگ (۱)
  • خفته بخاک (۱)
  • سرشناس (۱)
  • درطوایف (۱)
  • سلام (۱)
  • من (۱)
  • عروسی (۱)
  • طایفه (۱)
  • دیگر (۱)
  • مسجد سلیمان (۱)
  • شهیدان (۱)
  • وطن (۱)
  • کوچ (۱)
  • ایل (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • مهر ٩٠
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



پیامهای رسیده1342
منظومه بختیاری
وطن من (نفت سفید)
نویسنده: قاسم آسترکی - دوشنبه ٤ مهر ۱۳٩٠

بینندگان گرامی با عرض سلام مطالب مربوط به روستای نفت سفید در وبلاگی جدید بانام وطن من (نفت سفید)گذاشته شده از بینندگان عزیز تقاضا دارم اگر عکس یا مقاله ای در رابطه با این روستا از قبل دارند برایم ارسال کنند قبلا از همکاری شما کمال تشکر و قدردانی را دارم

ایمیل حقیرghasemastaraki@yahoo.com

                                 متشکرم قاسم آسترکی

نظرات ()



افراد سرشناس در طوایف بختیاری
نویسنده: قاسم آسترکی - پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸

بنام خدا

خداراسپاس وستایش میگویم که مرا توفیق عنایت فرمود تا درراه کسب علم ودانش تلاش نمایم و بر شناخت علمی خود بیفزایم با کسب اجازه از تمامی ناشران و بزرگان طوایف بختیاری (چارلنگ وهفت لنگ) خوانین وکلانتران بزرگ بختیاری تصمیم گرفتم که از نسل جدید (ناشران-بزرگان-افراد جویای نام-پژوهشگران-نویسندگان-مداحان-هنر آموختگان و کسانی که قدمی در بهتر شناساندن ایل بختیاری برمیدارند بخاطراینکه نام این عزیزان در تاریخ بختیاری همچون گذشتگان ثبت و شناخته شوند انجام دهم مطمئناء از نسل قدیم وجدید هر طایفه کمک خواهم گرفت  در این راه نیاز به هر گونه اطلاعات کامل وجامع دارم منتظر راهنماییهای شما سروران گرامی هستم با تقدیر و تشکر

 

نظرات ()



پاینده باد ایل بختیاری
نویسنده: قاسم آسترکی - پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸

بنام خدایی که لر آفرید                                                زینه و پیاوکر آفرید

کرده به دنیالروادیاری                                                  داده بسون غیرت بختیاری

هخامنش زایل لر وریستا                                            پخش وپلا وابیده مین دنیا

مو تاته زا کوروش واردشیرم                                        مو تخت جمشیدم وبرد شیرم

مو بختیارم زنسل افتو                                              صاف دلم پاک دلم جوراو

موبختیارم که شیر افکنم                                          بدامان زاگرس بود میهنم

زعهد کهن ریشه ام پایدار                                       به آزادگی گشته ام نامدار

دریغاشهیدان خفته بخاک                                       سواران آزاده با قلب پاک

 

نظرات ()



سلام بختیاری
نویسنده: قاسم آسترکی - یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۸

سلامی به گرمی انگشت چاله      به اسپیدی شیربز مین پیاله

سلامی پرزاوچی رود کارون         خروش چی تاخته چی اسب سوارون

سلامی صاف وساده چی دل لر     به دالو وتاته دودرو کر

سلامی خوش صدا چی کوگ تاراز    چی گم گم دهل یا هف هف ساز

سلامی تازه چی تر کلوسا      سلامی ساده زایما به ایسا

 

 

 

نظرات ()



زنان غیور ایل بختیاری(چار زن بختیاری)
نویسنده: قاسم آسترکی - جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۸

     قوم بختیاری همچنان که مردان شجاع،کاردان و لایق تحویل جامعه داده است زنان شایسته و شجاعی نیز پرورانده است.زنان بختیاری همچون مردان در زندگی ایلی نقشی چشمگیر داشته اند.نقشی تاثیر گذار و غیر قابل انکار. در ادامه مروری می کنیم بر سرگذشت چهار شیرزن بختیاری.

 بی بی شاپسند:

این زن دختر علی صالح خان آل جمالی از طایفه بهداروند،همسر جعفر قلی خان دورکی و مادر حسینقلی خان ایلخانی بود.بختیاری ها برای رعایت ادب و احترام او را بی بی بزرگ یا به اصطلاح بختیاری بی بی گپه می نامیدند.بی بی شاپسند در جوانی مورد توجه فتحعلی شاه قاجار قرار می گیرد به گونه ای که شاه دلباخته وی می شود و او را از پدرش خواستگاری می کند اما پدر برای اینکه از این خواسته شاه سر باز زند اظهار می دارد وی عقد کرده جعفر قلی خان پسر حبیب الله خان دورکی است .بی بی از آن پس به خاطر آن که مورد توجه شاه قرار گرفته به بی بی شاپسند معروف می شود.بی بی شاه پسند از زنان به نام بختیاری بوده و در رساندن پسرش به حکومت ایلخانی کل بختیاری نقشی چشمگیر داشته است.این شیرزن بختیاری دارای روحیاتی همچون گذشت،بخشش و عفو بود و هنگامی که پسرانش در قلعه لوط اندیکا علی داد خدر سرخ و ابوالفتح خان و حیدر خان پسران کلبعلی خان دورکی را به قتل می رسانند و پسر دیگرش آقا زمان به بی بی پناهنده می شود،بی بی پسرانش را از کشتن وی منع می کند.این زن در حفظ و حراست از جان پسرانش به ویژه پسر ارشدش حسینقلی خان همیشه کوشا بوده است و با درایت خود از هر گونه توطئه ای علیه وی پیشگیری می کرد.

 بی بی زیبنب:

 بی بی زینب دختر ابدال خان پسر کلبعلی خان دورکی است.مادرش دختر شفیع خان بود بعد از قتل ابدال خان به عقد ابوالفتح خان برادر وی در آمد و پس از کشته شدن ابوالفتح خان با حسینقلی خان ایلخانی ازدواج کرد.بی بی زینب چون در عنفوان جوانی به زیارت خانه خدا می رود به حاجیه بی بی مشهور می گردد.بی بی زینب یکی از زنان متنفذ و مقتدر ایل در زمان خویش بوده است که هم بر روی شوهر خود و پسرانش و هم بر روی خوانین بختیاری دارای نفوذ کلام بوده است تا جاییکه گاهی پسران خود را توبیخ می کرده است. بی بی به کشور های مختلفی سفر کرد و از طریق بغداد به خانه خدا مشرف شد. و تا پایان عمر و در سن نود سالگی نیز در مسائل سیاسی ایل دخالت می کرد.از زمان مرگ او اطلاع دقیقی در دسن نیست اما در زمان حضور الیزابت مکبن روز در چهار محال بختیاری زنده بوده است.

 بی بی صاحب جان:

 دختر رضاقلی خان ایلبیگی ،همسر نجفقلی خان صمصام السلطنه و خواهر ابراهیم خان ضرغام السلطنه، او از زنان لایق،کاردان و شایسته بختیاری بوده است.او همسرش صمصام السلطنه را در امور ایل یاری می رسانده و با او همکاری داشته است.این زن در غیاب شوهرش اوضاع را به دقت زیر نظر داشته و با ارسال تلگراف و نامه و حل و فصل مسائل ایلی موقعیت شوهرش را تثبیت می نمود.بی بی صاحب جان در جریان فتح اصفهان هنگامی که پی برد تعدادی از خوانین بختیاری تمایلی به این کار ندارند با ارسال نامه های برای همسران آن ها از آن ها خواست که شوهرانشان را راغب کنند که به یاری صمصام السلطنه بشتابند این حرکت بی بی باعث اتحاد خوانین و ایل گردید و نتیجه آن فتح پیروزمندانه اصفهان بود. الیزابت مکبن روز در باره او نوشت او از هر لحاظ زن فوق العده ای بود.در مصرف پول امسااک می کرد و به طور کل از به کار بردن زیور آلات خودداری می کرد.

 بی بی مریم.(سردار مریم بختیاری)

 دختر حسینقلی خان ایلخانی کل بختیاری و خواهر علیقلی خان سردار اسعد و مادر علی مردان خان قهرمان مبارزه با رژیم شاه ،از جهت مادری به محمد تقی خان کیان ارثی چهارلنگ می رسید.این زن یکی از زنان قهرمان و نادر بختیاری بود .او در جریان جنگ جهانی دوم به همراه عده ای از خوانین بختیاری جانب آلمان ها را گرفت تا جاییکه خود اسلحه به دست گرفت و با نیرو های متجاورز انگلیسی و روسی جنگید و رهبری یک عده سرباز المانی را در خاک بختیاری به عهده گرفت.بی بی معتقد بود با استفاده از کمک آلمان ها می تواند روس ها و انگلیس ها را از خاک ایران بیرون کند.حس وطن دوستی و میهن پرستی بی بی زبانزد عام بوده است.بی بی دارای مطالعاتی زیادی بوده است و به زبان های روز دنیا مسلط بوده است. چادر او در زمان جنگ جهانی مامن تعداد زیادی از روشنفکران زمان خویش همچون وحید دستگردی،علامه دهخدا و... بوده است .بی بی به سبب رشادت هایی که در مقابل اشغالگران از خود نشان داده است و هدایایی که از جانب امپراطور آلمان برایش فرستاده شد به سردار مریم مشهور گردید.جن راف گارثویت درباره این زن نوشت:این شیر زن برجسته دارای روحی سرکش و فکری مستقل بوده و در تعین حیات و سیاست بختیاری نقشی به سزا داشته است.

منبع:بختیاری ها- استاد غفار پور بختیار

نظرات ()



بابادی دیگر طایفه بختیاری
نویسنده: قاسم آسترکی - جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۸
بابادی

بابادی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

بابادی یکی از ۴ طایفه بزرگ هفت لنگ بختیاری که دارای زیر شاخه‌های بابادی عالی انوری، آرپناهی، عکاشه، گله، پبدنی، احمد محمدی، راکی، شهنی، نصیر، ململی و ایل گمار تشکیل شده که محل سکونت اصلی آنها در کوهرنگ بختیاری، مسجد سلیمان، ایذه، اردل، لالی و شوشتر می‌باشد.

تاریخ

بابادی ها نیز مانند سایر بختیاری‌ها به ییلاق و قشلاق (سردسیر و گرمسیر) کوچ می کردند. ییلاق شان در استان چهار محال بختیاری شامل پردنجان، گوجان و کوهرنگ است. ریاست این مکان‌ها را نیز مهدی خان بر عهده داشت. قشلاقشان در استان خوزستان شامل مهدی آباد، دشت ده، قلعه میدان، جاستون شه، کالک شوران در حومه شهرستان لالی می باشند. منطقه‌ی مهدی آباد را به نام ایشان نام نهاده‌اند.

در جریان اصلاحات ارضی در دوره محمدرضا شاه پهلوی اراضی گوجان و پردنجان را از خان‌ها گرفته و در بین رعیت‌ها تقسیم نمودند. این واقعه در زمان نوادگان مهدی خان اتفاق افتاد.

مهدی خان دژی واقع در دشت ده بنام دز قلعه میدان (استان خوزستان) داشته‌اند که آثاری از آن به جا مانده و اکنون محل اقامت اولاد میرقائد می باشد. شیرهای سنگی بر مزار مهدی خان و پدر او تقی خان در پردنجان به عنوان آثار باستانی ثبت شده‌اند.

بعد از وفات مهدی خان فرزند بزرگش محمدکریم خان و نوه ایشان علیدوست خان زمامداری امور را بر عهده گرفتند در این دوران ایل آرپناهی از دادن مالیات به علیدوست خان سر پیچی نمودند و به دستور علیدوست خان ایل آرپناهی را غارت نمودند و بعد از مدتی فردی ناشناس از این ایل به صورت پنهانی وی را کشت و به دستور محمدکریم خان بر اساس حس انتقام جوئی و قصاص خون علیدوست خان چندین نفر از ایل آرپناهی را کشتند و سر انجام پس از فوت محمد کریم خان ریاست به جهانگیر خان و فرامرز خان که از نوادگان برادر مهدی خان بودند رسید.

 

شجره نامه ایل بابادی

   
بابادی
بابادی
   
بابادی

 

   
بابادی
عالی انور- عکاشه – راکی – گله – ململی
   
بابادی

 

   
بابادی
عالی انور
   
بابادی

 

   
بابادی
تقی عبدالهی – عالیور – آرپناهی – میرقائد – رهزا
   
بابادی

 

 

 

   
بابادی
آ محمد
   
بابادی

 

   
بابادی
آ احمد – آ شیر علی (اولاد کربلائی حیدر) – آ میرعلی(اولادمیلی)
   
بابادی

 

   
بابادی
آ احمد
   
بابادی

 

   
آبابادی حبیب – آ امان الله – جهانگیر خان – فرامرز خان
   
نظرات ()



کوچ ایل
نویسنده: قاسم آسترکی - چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۸
کوچ ایل
نویسنده : قاسم آسترکی - ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ،۱۳۸۸
 

سرزمین زیبای بختیاری و دامنه های پر گل زاگرس، از دیرباز زیستگاه مردمانی در کوچ بوده است. ایل بختیاری ، بزرگترین ایل کوچنده ایران، هرچند در تاریخ دهه های پیشین اش با «تخته قاپو» و ترغیب به یکجانشینی مواجه بوده، اما همچنان سنت کوچ خود را هرچند محدود در درون اش حفظ کرده است. ییلاق و قشلاق بختیاری ها در حد فاصل دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان اتفاق می افتد.
نقاط ییلاق بختیاری ها در چهارمحال و بختیاری ؛ دیمه، شیخ علیخان، بازفت ، بیرگان، خانمیرزا، بیدکل، جونقان و چغاخور است و نقاط قشقایی در خوزستان، شهرستان های لالی، مسجد سلیمان، ایذه، شوشتر، دزفول و اندیکا را در بر می گیرد.
بختیاری ها از اواسط فروردین تا اواخر اردیبهشت ییلاق می کنند و زمان قشلاق آنان، اواسط شهریور تا پایان مهرماه است. گله؛ پیش قراولان ایل، راهی ایلراههای کوچ می شود؛ زنان و کودکان ، سوار بر الاغ ها و قاطرها و اسب های مهربان، در پی گله روانند و مردان، دور و نزدیک ایلراه، به پشت گرمی و پاسبانی ایل مشغولند.
ایلراههای تاراز، تنگ فاله ، دزپارت، هزارچمه و کوه سفید قرن هاست تلألؤ صدای کوچ را در خود نهان کرده است.
صدای زنگوله گوسفندان، گریه و خنده های کودکان، شیهه اسبان، نهیب چوپانان که گله را هدایت می کنند یا صدای به دنیا آمدن کودکی در کوچ یا صدای باد، صدای رودخانه حاشیه ایلراه و همهمه کوه و دشت و دره...
ایل به مقصد رسیده است؛ مردان، سیاه چادرها را عَلَم می کنند وزنان هیزم را برای چای می افروزند و دختران گوسفندان را می دوشند تا دوغ درست کنند.
نان و دوغ بهترین غذای ایل در مسیر کوچ سالانه است.
| فرهنگ مردم
هر ناحیه از ایران، با طعمی که در غذاهایش یافت می شود، وجوه متفاوت فرهنگی نیز می یابد؛ غذا جزئی از فرهنگ اقوام ایرانی است که با طعم ها، مزه ها وبوها از یکدیگر تفکیک می شود.
فقر اقتصادی جامعه ایلی در طی قرون گذشته ، نظام پخت و پز ایل بختیاری را مبتنی بر مواد اولیه طبیعی شکل داده است. غیر از گوشت شکار که تابع قواعد زندگی در طبیعت است، غذای ایل بختیاری دو شاخه کلی دارد؛ نان و خورش. زنان ایل بختیاری، پنج نوع نان متفاوت طبخ می کنند: نان تیری، برکوه، بلوط، گرده و برچاله، هرکدام از این انواع نان، طعم و مزه خاص خود را دارد. غیر از غذاهایی که با گوشت شکار فراهم می آید، غذای بختیاری متکی بر لبنیات وگیاهان شکل گرفته است.
توف، اوکشک، تل کنگر، تل ریواس، اوترش، آش کشک، شله دوغ، گمنه و... از جمله غذاهای لبنی و گیاهی است.
کباب بختیاری هم از خانواده غذاهای گوشتی ایل، امروزه در همه شهرهای ایران طبخ می شود وتبدیل به یک غذای ملی شده است. درشهرهای استان همچون شهرکرد، تنوع پخت و پزهای بومی متکی بر نذورات است . حلیم برنجی و گوش گندم (گوشت وگندم) تاس کباب و «گوش نخولوبیا» (آبگوشت) از جمله این غذاها هستند. در گذشته مردمان این استان سوخت ویژه ای را با نام «سورده» از مدفوع حیوانی تهیه می کردند که آتش کرسی های قدیم را نیز تأمین می کرده است. جوانترها درمیان سورده، سیب زمینی می انداختند وبعداز طبخ، سیب زمینی را با روغن حیوانی می خوردند. به این غذا، شهرکردی ها «خل پز» می گفتند. اما همانطور که در شهرهای این استان، شیوه زندگی ، آداب و سنن و لباس بختیاری، جای خود را به الگوهای زندگی شهری داده، خوراک شهری نیز تابع این قواعد تغییر شده است. پوشاک بختیاری اما همچنان در مناطق دور از بافت شهری ویژگی های خود را پاس داشته و با وجود تخته قاپوی ایل در بسیاری از نواحی این استان ، لباس بومی ، مؤلفه های سنتی خود را حفظ کرده است. پوشاک منطقه چهارمحال وبختیاری هماهنگ با ویژگی های سایر لباس مناطق لرنشین اما حائز برخی نمادهای مخصوص به خود است. اولین نشانه تفکیک پوشاک مردان در دو ایل هفت لنگ وچهارلنگ بختیاری، کلاه است. کلاه سیاه نمدی هفت لنگ که به کلاه خسروی معروف است وکلاه نمدی شتری چهارلنگ که به آن کلاه دزفولی می گویند، دونوع کلاه ایل بختیاری است . کلاه مردان کاربردهایی غیراز پوشش سر نیز دارد، مردان بختیاری از کلاهشان برای اندازه گیری غله وگاهی برای حمل آب نیز استفاده می کنند. و اما «چوخا» یا «چوقا» بالاپوش همه مردان بختیاری است. چوقا از منطقه لیوس لرستان گرفته شده و به همین سبب به «چوقالیوسی» هم معروف است . چوقا بالاپوش بدون آستینی است که تا سر زانو ادامه می یابد. در نقش چوقا خطوط سیاه به صورت عمودی وارد خطوط سفید می شوند، چوقا را از پشم سیاه وسفید می بافند… شلوار بختیاری نیز همانند شلوار همه مردان لر است که به آن تمبون (یا تمبان) می گویند. کفش مردانه، گیوه است و بهترین گیوه ،گیوه ملکی است که امروزه به سبب گرانی اش کمتر مورد استفاده قرار می گیرد. پوشاک زنان با لچک و «می نا» که دستمال سر زنان است و «تنبان قری» که دامن رنگارنگ زنان ایل است ، از پوشاک زنان دیگر مناطق لرنشین تفکیک می شود.
در دامن سبز طبیعت چهار محال وبختیاری و روستاهای حاشیه دو رودخانه زاینده رود و کارون، لباس مردان و زنان ایل، همچون تزئینات رنگی پراکنده، براین صفحه سبز، جلوه هایی بدیع از زندگی در دامان طبیعت را به نمایش می گذارد.
زندگی در طبیعت با همه سختی ها ومشقاتی که دارد، مردمان ایل را سرخوش و شادمان پرورده است .
نشانه های این سرخوشی وشادمانی را می توان در رفتارهای آیینی و سنت های ایلی مشاهده کرد. در عروسی ها از «بلکه بندون» تا «شیرینی اشکنون» و «دست بوسون» همه افراد ایل و بخصوص دختران وپسران، تدارک مراسم های ویژه آیین وصلت بختیاری را برعهده می گیرند. موسیقی و رقص های بومی، نقش مهمی درشکل گیری شادمانی ایل دارند. کرنا ودهل سازهای اصلی بختیاری اند؛ سازهای طبیعت . از دورترین نقاط ایل هم می توان همهمه شادی ایل را با نغمه سازها و کل زنان و زنگوله گوسفندان شنید.
موسیقی در ایل بختیاری نزد «توشمال»هاست؛ شاعران عاشق پیشه ایل که فرهنگ عامه بختیاری را سینه به سینه، همراه با کوچ پاسبانی می دهند، متل ها و لطیفه ها و داستانهای ایلی در فرهنگ شفاهی توشمال ها، زنده می ماند و آنان جدا از ایل اما در پناه شادی ها و غم های آنان، با زندگی پرفراز و نشیب بختیاری در طول تاریخ همراه شده اند.
سنت های ایل حتی زمانی که رنج طبیعت غالب بر توان مردمان بختیاری است، به آنان انرژی حیات می دهد. مثلاً وقت خشکسالی و دیرکرد بارندگی، جوانان، یک مرد بی ریش و سبیل را از میان مردان ایل انتخاب می کنند و برایش ریش و سبیل می گذارند، او را بزک می کنند و همراه با او، آوازهای دسته جمعی می خوانند و در میان ایل به راه می افتند. زنان و دختران، به این دوره گردان، روغن و آرد می دهند. آردها را جمع می کنند و با آن نان می پزند. کسی که مسؤول پختن نان می شود تکه چوبی میان خمیرنان می اندازد.
بعد از طبخ نان، در سهم نان هر کسی که تکه چوب باشد، باید به مزاح از مردان ایل کتک بخورد! مردان آنقدر او را می زنند تا کسی بیاید و ضمانت کند که تا فلان روز باران می بارد، اگر تا روزی که ضامن، وعده داده است، باران نیاید. همه ضامن را می زنند و باز باید کسی ضمانت او را بکند! این بازی تا زمان بارندگی ادامه می یابد و ممکن است همه مردان ایل تا زمان بارش باران ازدست یکدیگر کتک مفصلی خورده باشند!
به این بازی و رسم کهنه «کل علی کوسه» می گویند.
| صنایع دستی
جامعه ایلی در چهار محال و بختیاری، نمونه بارز زندگی تولیدگر ومصرف کننده تولید شخصی است. همه چیز توسط خانوار ایلی تولید می شود. مایحتاج اولیه توسط مردها مهیا می شود و سایر نیازها نزد زنان فراهم می آید.
اساساً زنان نقش پررنگی در جوامع ایلی برعهده دارند.
از تولید و تهیه پوشاک تا فراهم آوردن آتش و پخت و پز، همه و همه برعهده زنان و دختران است.
وقتی قاعده تولید بر مبنای مصرف داخلی باشد، تولید ایلی یا روستایی، مصرفی فراتر از آن جامعه نخواهد داشت. صنایع دستی ایل بختیاری نیز تابع این قاعده تولید و تنها براساس نیازهای درون سازمانی خانوار، مال، طایفه یا کلان طایفه است. وریس، چوقا، چادر، خورجین، تی ور (نمک دان پارچه ای) و همه بافت منسوجات بختیاری براساس نیازهای روزمره ایل ساخته می شود و به همین دلیل است که در خارج از قاعده مصرف ایل، بازار عرضه دیگری ندارد.
شاید هدایت و ساماندهی صنایع دستی بختیاری توسط سازمانهای مرتبط با این صنایع، بتواند شیوه وخط تولید تازه ای برای این هنر کاربردی بختیاریها فراهم کند. تنها با این هدایت و ساماندهی است که می توان امیدوار بود این بخش از صنعت خانگی بختیاریها، تبدیل به صنعتی درآمدزا برای اقتصاد فقیر ایلی شود.
| طبیعت و آیین، میراث فرهنگی ایل
چندین دهه از تأسیس سازمان میراث فرهنگی کشور گذشته است اما هنوز طرز تلقی این نهادتأثیرگذار،معطوف به میراث بنا و بقایای خشتی گذشتگان است.
هرچند مسلم است که این بخشی از میراث فرهنگی ما باید حفظ شود، اما وجوه دیگری از میراث فرهنگی در این چند دهه در معرض نابودی کامل قرار گرفته، بی آنکه حساسیتهای حفظ و ثبت بنا در ارتباط با این بخش نیز اعمال شود. آیینها، آداب و سنن، موسیقی و زبان، وجوهی از این میراث شفاهی و فرهنگ زنده و مانده از گذشته است که در روند تغییر جوامع در حال گذار، در معرض نابودی قرار گرفته اند. سرزمین چهارمحال و بختیاری شاید نسبت به سهم دیگر مناطق ایران از میراث بنا و خشت، سهم کوچکی داشته باشد، اما از غنی ترین منابع فرهنگ شفاهی و آیین ها و سنتهای کهن به حساب می آید.
هرچند غیر از چند بنای تاریخی همچون پل زمان خان، قلعه سرداراسعد، قلعه دزک، چند خانه قدیمی، مسجد و امامزاده، که نسبت به سایر بناهای تاریخی ایران، دیرینگی چندانی نیز ندارند، چیزی از میراث بناهای خشتی در این استان باقی نمانده، اما فرهنگ ایل کوچنده بختیاری، از مهمترین فرهنگهای بومی ایران است که در رابطه با طبیعت ویژه این استان، به وحدت و یگانگی رسیده و در طول تاریخ همچنان حفظ شده است.
حفظ و پاسداشت این بخش از میراث فرهنگی، به زعم همه آنانی که دغدغه حفظ فرهنگ و میراث گذشته را دارند، حتی ضروری تر از پاسداشت بناهای تاریخی است.

نظرات ()



مسجدسلیمان
نویسنده: قاسم آسترکی - چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸

مسجدسلیمان

مسجدسلیمان در شمال شرقی استان خوزستان و در 125 کیلومتری اهواز واقع شده است . این شهرستان از شمال به دزفول ، از شرق به استان چهارمحال بختیاری و ایذه ، از جنوب به رامهرمز و از غرب به شوشتر محدود می گردد . مساحت آن بر اساس آخرین بررسی های انجام شده 6986 کیلومتر مربع است . ارتفاع متوسط در محدوده ی این شهرستان 364 متر از سطح دریا است . میزان بارندگی در سال بین 200 تا 450 میلیمتر متغیر است که عموماً از سمت شمال به طرف جنوب از میزان بارندگی کاسته می شود . درجه حرارت در تابستان به حداکثر 54 درجه می رسد . مسجدسلیمان از لحاظ اقلیمی دارای آب و هوای نیمه صحرائی است . نواحی شمالی آن به دلیل واقع شدن در حاشیه سلسله جبال زاگرس دارای زمستان های سرد همراه با برف و تابستان های معتدل بوده امّا نواحی جنوب دارای بهاری دل انگیز ، تابستانی گرم و خشک ، پائیزی مطبوع و زمستانی معتدل است . مهمترین کوه های مسجد سلیمان عبارتند از : آسماری ، دِلاْ ، تاراز ، مُنار ، کِیِ نُو ، اُدِیْو ، لَندروستْروُن . رودهای کارون ، تمبی و شور درآن جریان دارد . وسعت مراتع مسجد سلیمان 200/292/ 5 هکتار بر آورد گردیده است . این شهرستان دارای 3 بخش (مرکزی ، لالی ، اندیکا) و 13 دهستان بوده و محصولات عمده کشاورزی آن گندم ، جو ، صیفی جات و نباتات علوفه ای می باشد . جمعیت مسجدسلیمان در سال 1370 ه.ش 191/041 نفربود (استانداری خوزستان : بررسی اوضاع شهرستان مسجد سلیمان ، اهواز ، بی تا ، صص 7 ، 8 ، 132)

در کاوش های باستان شناسی ، آثاری کهن مربوط به زندگی غارنشینی و دوران ما قبل تاریخ در این سرزمین کشف شده است . در فاصله اواسط سده ی نهم تا اوایل سده هفتم قبل از میلاد یک قوم آریایی به نام (پارس) از دامنه های شمال غربی زاگرس و کوه های بختیاری به جلگه خوزستان مهاجرت نموده و منطقه مسجدسلیمان از جمله مناطقی بود که درآن مسکن گزیدند . این قوم نیمه بدوی که متکی بر معیشت شبانی و به ویژه تربیت اسب بودند ؛ بعد از آشنایی با کشاورزی و ترک کوچ نشینی ، در نواحی کوهپایه ای جلگه ، شهر تازه ای ساختند و آن را به یاد سرزمین گذشته خود که پارسوا (در نزدیکی دریاچه ارومیه) نامیده می شد ، پارسوماش خواندند . بنابر نشانه های بر جای مانده از جمله تپه ای دست ساز بنام سرمسجد که پشت به کوه داده و بازمانده بنایی بزرگ با دیوارهایی از سنگ سترگ و ایوان های پایدار می باشد ، این شهر در محل مسجدسلیمان کنونی ساخته شده بود .

شهر پارسوماش یا مسجدسلیمان کنونی در زمان حیات خود از لحاظ مذهبی ، اهمیّت فراوانی یافته و آتشکده ای نیز در آن ایجاد گشت (اوضاع اقتصادی واجتماعی خوزستان-شهرستان مسجدسلیمان- تهیه شده در سازمان برنامه و بودجه خوزستان- معاونت برنامه ریزی- توسط: علی بروایه ، بهار1373، صفحه3)



این خطّه در زمان ایلامی ها ، مادها، پارس ها ، سلوکیان ، اشکانیان و ساسانیان دارای اهمیّت فراوانی بوده و ‌‌آثار بر جای مانده از آن دوران شاهد این مدعاست . مسجدسلیمان زادگاه چیش پش پارسی بوده است.

این شهر در قرن هشتم قبل از میلاد جزء سرزمین ایلام بوده در دوران پارسها (پارسوماش) نامیده می شد . در قرون وسطی نیز ( تُلْغُر) نامیده می شده سپس به (جهانگیری) و (میدان نفتون) معروف گردید. بعد از اینکه آثار آتشکده سر مسجد برای همگان مشخص شد و پس از بازدید رضاخان از این اثر تاریخی در سال 1303 بنا به پیشنهاد وی و تصویب مجلس شورای ملّی در سال 1305 خورشیدی به (مسجدسلیمان ) تغییر نام یافت . انگلیسی ها به این شهر M.I.S می گفتند که به نقلی اختصار یافته MASJID.I .SULAIMAN می باشد.





* * *

پروفسور گیرشمن می گوید : نیایشگاه سرمسجد و برد نشانده هیچ شباهتی به معماری ایلامی ، بابلی و آشوری ندارد اما خیلی شبیه ساختمانهای تمدن باستانی اورارتو می باشد . او تپّه های سرمسجد و برد نشانده را اسلاف تخت جمشید می داند که اصول ایجاد آن هنوز طرق قدیمی را که پارسیان از زمان ورود به ناحیة جنوب غربی ایران بکار می بردند آشکار می سازد.

طلوع دوباره این نخستین شهر پارسیان با فوران چاه شماره یک خاورمیانه در سال 1287 خورشیدی (1908م) و فعالیت مهندسین شرکت نفت دارسی آغاز شد که سرفصل جدیدی در حیات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی کشورمان بوجود آورد و بعد از آن بود که ایران وارد مرحله جدیدی شد .

چاههای نفت یکی پس از دیگری حفر گردید که جمعاً 316 حلقه چاه به بهره برداری رسید . در کنار این چاهها ، مسجدسلیمان رشد و توسعه نمود و جویندگان کار از اقصی نقاط کشور به این محل هجوم آوردند و مدنیّت آن را تشکیل دادند و بدین ترتیب نخستین شهر صنعتی ایران بوجود آمد .

* * *

آمار و ارقام نشان می دهد در اوج فعالیتهای شرکت نفت بین سالهای 1330 تا 1335 خورشیدی جمعیت شهر بالغ بر 77 هزار نفر بود و شهر از امکانات وسیع برخوردار بوده است و عروس شهرهای ایران نام داشت . بین سالهای 1330 تا 1355 خورشیدی از شهرهای توریستی ایران محسوب می شد و شخصیت ها و مقامات مختلف خارجی و داخلی از این خطه بازدید می کردند . زمانی نسبت به جمعیت خود بیشترین تعداد اتومبیل را در سطح خاورمیانه داشت . اولین خط آهن خاورمیانه ، اولین کارخانه های تقطیر ، اولین کارخانه برق خاورمیانه ، اولین جاده ارتباطی ، اولین خیابانهای آسفالته ، نخستین مسکن مدرن ، نخستین بیمارستان مدرن و مجهز خاورمیانه ، اولین سیستم مخابراتی ، نخستین سیستم لوله کشی آب و گاز خاورمیانه ، اولین باشگاههای خاورمیانه ، اولین فرودگاه ، اولین سیستم روشنائی برق خاورمیانه ، اولین سیستم های بهداشتی خاورمیانه و . . . در آن بوجود آمد . طبق آمار مستند مسجدسلیمان در گذشته از نظر سطح تخصصی و سواد ، بالاتر از سایر نقاط کشور بوده است و از امکانات آموزشی خوبی برخوردار و به استناد همین آمار در سال 1335 در این شهر 9310 نفر مشغول بکار بوده که در همین سال در کل مناطق شهری ایران تنها 9698 نفر شاغل در بخش معدن مشغول به کار بوده اند یعنی شهر از نظراقتصادی و بهره وری از نیروی انسانی فعال و درصد بسیارکمی بیکاری درحد مطلوبی بوده است .

در حال حاضر مسجدسلیمان بیش از 20 هزار نفر بیکار دارد . جمعاً با این همه خدمات اقتصادی ، ملّی و صنعتی که سالیان متمادی به کشور ارائه نموده ، اکنون جای آن است که مجدداً شکوفایی گذشته اش احیاءگردد و از زوال قطعی نجات یابد .



* * *

نقش منطقه در جنگ تحمیلی

از ابتدای جنگ تحمیلی شهر مسجدسلیمان مرتباً مورد حملات هوایی و موشکی قرار می گرفت و دراین رابطه تعدادی از اهالی شریف شهر از جمله زن و مرد و کودک بیگانه به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. در صحنه های جنگ حق علیه باطل حضور گسترده مردم این خطّه بخوبی مشهود و شهدای گرانقدر و مجروحین و معلولین و اسرائی که تقدیم اسلام و قرآن نمودند موءید این مطلب است .



* * *



مناطق صنعتی چون تمبی ، بی بی یان ، گُلگیر، شهرک صنعتی و تُلْ بزْان در بخش مرکزی واقع است. اکثر تاسیسات صنعتی ، خطوط لوله نفت و گاز و راههای قدیم و جدید ماشین رو در این بخش قرار دارد. مراکز سیاحتی، آثار باستانی، بناهای تاریخی و مذهبی بخش مرکزی عبارتند از : پل گُدارْلَنْدَر، هفت شهیدان ، آثار تنگ صَئُولَک، سرمسجد، بردْ نِشانْده قلعه مدرسه ، علَم داری، پرنِوِشْته، تنگ تُک آب ، سبزپوشِ عنْبلْ، سبزپوش بتوند، آخُوررَخْش، قلعه تُرک دِزْ، تپه باستانی کَلْگه زَرّی ، تپه باستانی گُلْگیر، بقعهء پاگَچ امام رضا(ع) ، چاه شماره یک ، کارخانه برق تمبی، کارخانجات بی بی یان ، فرودگاههای قدیمی یمه و تُلْ بْزان ، تختگاه ( تَهده گُون ) آب کَرِه ،زیارتگاه بی بی بتُول، زیارتگاه بی بی زهرا، کلیساهای ارامنه و خارجیان .



بقعهء امامزاده سلطان ابراهیم

بقعهء امامزاده سلطان ابراهیم در منطقه ( کارْتا) واقع است که مورد احترام بختیاریها می باشد. مردم از استانهای دیگر جهت نذر،نیازو رفع حاجات خویش به زیارت آن می آیند وبوسیلهء قایقهای موتوری از دریاچه پشت سد شهیدعباسپور گذشته و به این محل می رسند.

وی فرزند دوم امام موسی کاظم(ع) می باشند و به سیّد المرتضی(تاج الدّین)معروف است.وی مردی فاضل و دانشمند بود و روایت شده که (70) شترکتابخانه او را حمل می کردند. در زمان خلیفه مامون می زیست و صاحب کرامات فراوانی بوده است (دانش عباسی شهنی ،تاریخ مسجدسلیمان، انتشارات هیرمند، تهران، چاپ اول، 1374)



بقعهء متبرکه بی بی بتولی

این بقعه در سمت راست جاده مسجدسلیمان به اهواز ، نرسیده به پل دو درون قرار دارد . فاقد سنگ نوشته و زیارتگاه مردم مسجدسلیمان است که هر روز عده زیادی به زیارت بقعه متبرکه مشرف می شوند . بعضی از زائرین و اهل محل که کرامت این بانو شامل حال آنان شده عقیده دارند مشارالیها یکی از فرزندان امام موسی کاظم (ع) می باشد .



بقعه هفت شهیدان

سادات تُلْغُر هفت نفر بودند که به سیّد عبدالله بن موسی کاظم (ع) نسبت می رسانند و اسلاف این سلسله همگی از مشاهیر اهل معرفت و حقیقت و تبار مشایخ طریقت بوده اند.

سیّد احمد ملقب به تُلْغُر جدّ آن بزرگواران بوده که از نجف اشرف به شوشتر آمده بود . آنها دارای نفوذ زیادی بوده و موقوفات نیز داشته اند. مدفن آنها همین مکان است . املاک اینجا به امضای شاه طهماسب ماضی مورخ به سال نهصدو پنجاه و دو رسیده که به اسم سیّد محمد تلغری صدور یافته . (عبدالله بن نورالدین جزایری : تذکره شوشتر،کتابخانه صدر، تهران ، ص 40 و 39)

ساختمان بقعه آنان مربوط به عصر صفویه است. این اثر مذهبی در کنار جاده مسجدسلیمان – لالی قرار دارد .

بقعهءامام زاده سیّد صالح



ایشان فرزند امامزاده حسن المثنی فرزند امام حسن مجتبی (ع)می باشند که در دوران القادر باللّه خلیفهء عباسی می زیست . ولی سادات معتقدند که امام زاده سید صالح فرزند سید حمزه بن امام موسی کاظم (ع)می باشند که در دوران متوکل عباسی می زیست . این بقعه حدود 60 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان مسجد سلیمان ، در ناحیه(مرغاب)و دامنه کوه (جِریَک) واقع است.





بقعهء امام زاده بابا احمد

بقعهء این امام زاده در میان کوه معروف اُدیوو دیراَو(دور آب)واقع شده .امام زاده دارای آسیاب و حمام است در زمان میرزا تیموری ساخته شده فاقد سنگ نوشته و قبر است و شجره اش مشخص نمی باشد ولی پیش کارانش نسب ایشان را به امام کاظم (ع)می رسانند و می گویند فرزند آن حضرت است،امام زاده دارای کرامات بسیار است و زوار زیادی به زیارتش مشرف می شوند.



بقعهء متبرکه بوِیر

این بقعه در سمت راست جاده منار و پایین تر از دو راهی امام زاده شاهزاده عبدالله قرار دارد . دارای گنبد سفید و پلکانی است که در زمان شاهرخ میرزای کنونی ساخته شده است این امامزاده دارای سنگ نوشته و قبر است و معروف به علی بن برهان می باشد . به علت عدم دسترسی به شجره نامه ایشان مشخص نیست فرزند کدام یک از امامزادگان (ع) است.





چاه شماره یک



اولین چاه نفت خاورمیانه در شهرستان مسجدسلیمان حفرگردید، که به بهره برداری هم رسید.



شروع حفاری : 23 ژانویه 1908 م. برابر با سوم بهمن ماه سال 1286 خورشیدی .



سر مهندس عملیات حفاری : مهندس ژرژبرنارد رینولدز G.B.Reynolds انگلیسی .



خاتمه حفاری و زمان فوران : 26 ماه مه 1908 م.برابر با 5 خرداد ماه 1287 خورشیدی در ساعت 4 بامداد



عمق چاه : 1180 فوت برابر با 360 متر



تولید روزانه : 8000 گالن برابر با 36000 لیتر



این محل هم اکنون به محلی توریستی و سیاحتی تبدیل شده و سمبل فعالیتهای صنعت نفت خاورمیانه و ایران به شمار می رود .





سر مسجد

این محراب متعلق به قرن 7 و 8 قبل از میلاد است که شامل یک سکو به اندازه های 20× 25 پا می باشد. در بخش شرقی محراب قسمتی که اکنون آتشکده می باشد برای عبادت ایرانیان بنا شده بود . سمت غرب ایوان مقدّس ویژه خدایان یونانی بود . در سمت غربی آتشکده سه معبد برای سه تن از خدایان قدیم اختصاص داشت که دو تن از آنان هراکلیوس و آتنا می باشد.

یک پلکان به عرض 25 متر . مومنان را به روی صفه نزدیک محل مقدس هدایت می کرد و از آنجا که در پایان مراسم نیایش نبایستی از همان راه که آمده اند باز گردند . یک پلکان دیگر در گوشه دیگر ظلع شرقی برای پایین رفتن ساخته اند . به عقیده پروفسور گیرشمن سابقه استقرار یکی از قبایل پارس در مسجدسلیمان باید به اواخر قرن هشتم ق.م برسد.

ظروف سفالی، سکه های قدیمی، مجسمه های باستانی و آثار کهنی از این بنای تاریخی بدست آمده است که در موزه های داخل و خارج نگهداری می شود . همه ساله از سراسر ایران و حتی خارج از کشور، جهانگردانی جهت بازدید از این اثر ارزشمند باستانی به محل مذکور می آیند و از مکان مزبور عکسبرداری و فیلمبرداری می کنند.





بردْ نِشانْده

یکی از آثار باستانی موجود ،در حوالی شهرستان مسجدسلیمان تپه باستانی برد نشانده است که در عین حال یکی از مهمترین آثار باستانی خوزستان است این بنا در مسیر مسجدسلیمان به سمت سد شهید عباسپور واقع است و در نوع خود منحصر به فرد است . بنایی با خصوصیات قابل توجه که هر چند در کنار دیگر آثار موجود ، در مسجدسلیمان مورد بازدید مستشرقین و باستان شناسان زیادی قرار گرفته اما آن گونه که شایسته است تا کنون معرفی نشده است. ‌

از مجموع مستندات . . . چنین بر می آید که برد نشانده از نخستین مراکز تجمع پارسیان در جنوب غربی ایران بوده و علاوه بر نیایشگاهی که بر فراز تپه جهت پرستش اهورامزدا وجود داشته خانه هایی نیز در اطراف آن وجود داشته است که اطلاعات بیشتر پیرامون آن منوط به حفاری و کاوش گسترده در اطراف تپه می باشد. در مجموع . . . می توان اینگونه برداشت نمود که برد نشانده از آن دسته آثار و بناهایی است که حیات تاریخی خود را طی حداقل سه دوره (هخامنشی، سلوکی، پارتی) حفظ نموده است . اشیاء و مسکوکات و حجاریهای مکشوفه از این محل در موزه های لوور پاریس و ایران باستان تهران موجود . . . است .







پرْنِوِشْتِه

این مکان پَرِه ای (کوهی) بزرگ دارد که با خط کوفی بر روی آن حکّاکی شده است. اثر مذکور نرسیده به دوراهی لالی و عنبل، سمت راست جاده علَم داری قرار دارد.





پل نگین

سنگ بزرگی است که توسط فرامرز اشکانی به دو نیم شده و آب شط شِیمبار (شیرین بهار) از آن خارج می شود ، تا اینکه مصَب آب شیمبار از آن بسوی سوسن سرخاب سرازیر گردد .





آثار شیمبار

کتیبه ای با نقش های بر جسته ای در این ناحیه موجود است که در میان انبوه درختان و اشجار پوشیده شده و روی یکی از صخره ها تصویر12 نفر که گویا سربازانی می باشند کنده کاری شده و تمام اعضای آنها معلوم و سر آنها به مرور زمان محو شده است . در کنار این اشکال چند سطر هم به خط پهلوی نوشته شده که از عهد اشکانیان است . این پیکرها در حال اجرای مراسم مذهبی می باشند .







سوسن

این محل حکومت اقوام گذشته بوده و بخاطر وضعیت سوق الجیشی خاصی که داشته بیشتر حکومتها در آنجا مانده و حتی در زمان ایلامی ها، هخامنشی ها، ساسانی ها و اشکانی ها در سوسن حکومت کرده اند . حوض معروف دانیال پیغمبر در آنجا است شوش را بنام آن محل نامیدند زیرا سوسن شوش کبیر است و شهر شوش نیز شوش صغیر است . در سوسن محلی است که ساختمان در زیر آب فرو رفته ( و آن محل بنام چال شه سوسن معروف است) و حتی حوض دانیال پیغمبر نیز در زیر آب چال شه پیداست . هر ساله تعدادی از محققین خارجی از این محل دیدن می نمایند.





نخستین کوره ذوب آهن ایران

ایرانیان قدیم در محلی بنام شلا ، نرسیده به سوسن ( شوسیان ) نزدیک قلعه اَرَک ( ارخ ) در زمان باستان که ذوب فلزات مس و قلع شروع شد، سنگ آهن را هم شناختند و چون آهن در کوره ای که مس را ذوب می کرد ، ذوب نمی شد آن را « آ- گن » یا «آ- هن» یعنی غیر قابل ذوب می دانستند تا اینکه کوره را بلند تر نمودند و آهن ذوب گردید . هنوز سوخته های باقی مانده آهن در ته کوره مزبور موجود است به همین دلیل باستان شناسان معروف فرانسوی و آلمانی گفته اند: اگر ملّت ایران آهن را ذوب نمی کرد و با آن ادوات گوناگون نمی ساخت شاید تمدن صنعتی دنیا هزار سال به عقب می افتاد.

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »