بنام خداوند جان وخرد   کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوندکیوان وگردان سپهر    فروزنده ماه وناهید ومهر

در روزگارانی بهتراز امروز ودردیاری که نفتش سیاه و بختش سفید بود نه چون ما که نفتمان سفیدوبختمان سیاه.بزرگی به شعر چنین فریاد زد

گر ایران زمین بختیاری نداشت       برآنم که از بخت یاری نداشت


وبراستی بخت یارمان بود که زنام نام آورانمان"سر بر آسمان ساییم وبا غرور پای برزمین کوبیم"در تاریخ همه خوانده اند که ما"ایلخان بوده ایم و بنام تاجمیرخان وجهانگیر خان و ابدال خان-علی صالح خان-ابوافتح خان- ایلخانان آسترکی"ایرانمان چه بیرقهایی برزمین کوبید وچه سکه هایی در پیروزی ضرب کرده"فتح وظفر گوارایتان ای سواران تنومند زاگرس نشین فروهر نشان-ای جنگاوران ویادآوران شکوت ایران پارینه"فتح وظفر گواریتان واینک سوگند به دلیران بختیاری که نامشان همیشه جاوید خواهد ماند گر نشان کلانتر برسینه آنیازعلی نمی درخشید وگر بر طایفه نره شیرانی چون کلی اسکندر و آیدالله-آرحمان- آتقی -آنقی-حاج میرزاعلی نمی بودندوگر سر بر نمی آورد نکته سنجی  همچو ظهراب ویا آن راوی نام آشنای ایلمان خانمحمد"رازها بر نمی گشود زپیشینیانمان "آنامدار وابدال وصیفور وسردار"اگر شمشیر نجف بر نیامش محکم نمیشد" تفنگ سوارانمان بی تیر میشد

هزاره ها بر پشت کوه ها مان خاک خورده ایم تا روشن روانانی همچو میرزا حاجت وکلی اسفندیاروآبخشعلی وآنجفقلی ها شکوفا شوند و برخندند تا که دلیر سوارانی دیگر پای بر رکاب نهند

زمانه بدست هرکه بود هر چه هست   زتیغ مورخ نخواهی تو جست